به گزارش خبرنگارمهر، عیدی که در آن عابد، ناز و عاشق نیاز می کند، تو و من در اینجا و در این روز معنایی ندارد همه باید برای او یکی شویم. در این عید که نامش قربان است همه ما باید ابراهیم شویم تا اسماعیلمان را سر ببریم و به تجلی گاه حق تقدیم کنیم.
در این روز هرچه و هرکه هست باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، فرزند، جان، موقعیت، شغل، مال، خانه و یا هرچه که به آن دلبسته ای باید در راه عبودیت و رسیدن به او که هستی حقیقی است، فدا کنی.
شاید فدا و قربانی کردن شغل و مال آسان تر باشد از اینکه مانند ابراهیم یگانه فرزندت اسماعیل را به قربانگاه بری تا به فرمان خدا او را ذبح کنی.
برای پدری چون ابراهیم که در سالخوردگی صاحب پسری شد قربانی فرزند سهل نبود اما ابراهیم مردانه در راه رسیدن به تجلی حق از جان عزیز خویش گذشت.
انتخاب کن اسماعیل یا عشق به خدا؟
ابراهیم پیامبری است که به دوستی با خدا شهره است او در جوانی در کمال آزادمردی و روشن ضمیری در خانه پدری بت پرست و بت تراش متولد شد و سال ها در میان مردمی جاهل و ستاره پرست در برابر آنچه که به آن ایمان نداشت مبارزه کرد و از جهل آنان روی گرداند.
اوبا زنی نازا به نام "ساره" ازدواج کرد و در دوران سالخوردگی و پس از یک قرن زندگی پر از تلاطم و آوارگی در میان مردمان جاهل در عصر ظلمت و پایان رسالت عظیمش دوست دارد پسری داشته باشد اما همسرش توان باردار شدن ندارد و خودش نیز پیر و فرتوت است.
سرانجام خدا بر تنهایی ابراهیم رحم می کند و با دریای بی کران رحمتش از کنیز ساره که زنی سیه چرده است به او فرزندی پسر هدیه می کند و این گونه است که اسماعیل برای ابراهیم پس از گذشت یک عمر انتظار و نومیدی تلخ ثمره ای شیرین است.
حالا نرم نرمک اسماعیل کوچک روز به روز قد می کشد و در دل پدر بیشتر خود را جا می کند و رفته رفته بزرگ تر می شود و پدر را به یاد ایام جوانی خویش می اندازد.

ابراهیم به اسماعیل انس می گیرد و دیگر فرزند برای پدر تنها یک پسر نیست، دوست و یاور سختی و تنهایی های دوران پیری پدر است.
روزها پشت سر هم شماره می اندازد و دلتنگی و دوستی ابراهیم نسبت به یگانه فرزندش بیشتر می شود و دراین هنگام است که ندایی نجواگونه در گوش زمزمه می شود، ندایی که می گوید ای ابراهیم با دستانت کارد بر گردن اسماعیل گذار و او را بکش، بر اندام ابراهیم لرزه ای طنین انداز می شود.
آخر مگر می شود دوست خدا و بت شکن تاریخ از فرمان ایزد متعال وحشت به دل راه دهد. ابراهیم آشفته می شود و در نبرد میان خدا و اسماعیل که هر دو برای او عزیز هستند دچار تردید می شود.
"پدری فرزند خود را بکشد"، این فرمانی است که از سوی خدا برای ابراهیم آمده است او باید در این امتحان همچون آتش سرد نمرود سرافراز بیرون آید.
به راستی ابراهیم کدام یک را انتخاب می کند؟ ابراهیم یا خدا را، ندای قربانی کردن فرزند در خواب به گوش ابراهیم می آید و فرمان می دهد اسماعیل را ذبح کن.
قربانگاه اسماعیل
ابلیس با حیله گری در دلش شعله مهر فرزندی را می افروزد و می گوید این پیام در خواب بوده و صحت ندارد. ابراهیم از انجام فرمان خودداری می کند و فرزند را در نزد خویش نگه می دارد و همچنان ندایی در درون او فریاد می کشد اسماعیل را سر ببر.
او دیگر اندکی تردید درون خود راه نمی دهد و در برابر فرمان خدا تسلیم محض می شود و اکنون ابراهیم دل از اسماعیل و یگانه فرزندش می کند.
پدر با پسر صحبت می کند و به اسماعیل می گوید که در خواب چه دیده و شنیده است و اسماعیل با دلداری پدر که حالا برف پیری بر موهایش نشسته او را به انجام فرمان الهی فرا می خواند.
ابراهیم اکنون با اراده ای فولادین و با تصمیمی قاطع اسماعیل را به قربانگاه می برد و کارد را بر می دارد و با مهری پدرانه برای آخرین بار به چشمان فرزندش خیره می شود.
ابراهیم چاره ای ندارد باید عشق خداوند و عبودت به درگاهش را با دل و جان پذیرا باشد. آن گاه پدر، پسر را بر خاک می خواباند و چاقوی تیز را بر گلوگاهش فرو می آورد و هنوز به خود نیامده بود که فریاد زد این کارد نمی برد.
و همچون شیری خسته دوباره کارد را بر می دارد و بر سر قربانی اش هجوم می آورد اما ناگهان گوسفندی به نزد او می آید و پیامی که در آن از ابراهیم خواسته می شود از ذبح اسماعیل دست بکشد و به جای فرزند، گوسفند را قربانی کند.
این ایثار و عشق ابراهیم به انجام فرمان خدا، فریضهای برای حجاج می شود و حاجیان پس از انجام مناسک با شکوه حج گوسفندی را سر بریده و ذبح می کنند.
عید قربان یا گوسپند کشان
روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامی ترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
در این عید مردم با پوشیدن بهترین لباس ها پس از انجام عبادات به دید و بازدید و جشن و سرور می پردازند و دسته عظیمی از حاجیان پس از زیارت کعبه عشق قدم بر خاک وطن می گذارند و با قربانی کردن گوسفند نمادی از کشتن اسماعیل های درون را در روح و جان خویش به تصویر می کشند.
برگزار کردن مراسم قربانی در این عید تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتر را قربانی می کنند و گوشت آن را در میان آشنایان و نیازمندان تقسیم می کنند.
همچنین در این روز برای یتیمان و تهیدستان با گوشت قربانی شده خوراکی فراهم می سازیم در این روز همچنین مستحب است نماز عید قربان که دو رکعت است در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود.

امروز نباید فراموش کنیم که همه ما باید مانند ابراهیم چاقوهایمان را برداریم و سر غرور، کینه یا هرچه که مانع رسیدن ما به هستی مطلق می شود را ببریم اما چه کنیم که گاهی چاقوهایمان کند است و دسته ندارد.
خدایا تو از درونیات اسماعیلی ما آگاهی پس با تمام وجودمان از تو می خواهیم که با لطف و کرمت چاقوهایمان را با روشنی برق ایمان و عبودیت تیز کنی.
عید قربان جشن رهایی از اسارت نفس
اقدام به قربانی کردن اسماعیل نشان می دهد که قربانی انسان برای خدا که در گذشته یک سنت رایج بوده، ممنوع است و در ملت ابراهیم قربانی گوسفند به جای انسان مطرح می شود.
خدا از ابتدا نمی خواست اسماعیل ذبح شود بلکه می خواست ابراهیم را تا قله بلند "قربانی کردن اسماعلیش" بالا ببرد بی آنکه اسماعیل را قربانی کند و اسماعیل را به مقام بلند "ذبیح عظیم خداوند" ارتقاء دهد، بی آنکه بر وی گزندی رسد!
داستان شکنجه و خود آزاری انسان و خون و عطش خدایان نیست بلکه حکایت "کمال انسان" و آزادی از بند نفسانیات و خودخواهی درون است.
پاکیزگى و رهایى نفس از اسارت سوغاتی است که از قربانگاه عشق با خود می آوریم و زمین سراسر حجى است که همه ما در آن با قربانى کردن آرزوهاى پوچ، خود را براى سفر بزرگ معنوی آماده کنیم.
انسان با چمدان کوچک یا بزرگ خود مسافری است که چند روزی در کاروان دنیا زندگى می کند و تنها سرمایه ای که قیمت ندارد قربانی تعلقات نفسانی است.
با این اوصاف باید گفت پنجمین عمل حج تمتع و دومین عمل منا برای کسی که در حج تمتع است قربانیکردن است؛ قربانی نه برای ارضای نیازی از معبود بلکه برای پاک کردن درونمان از آلایندگی است.
.....................
گزارش: مرضیه صاحبی


نظر شما